نوع مقاله : علمی

نویسنده

گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

مقولۀ ادبیات در آثار بوردیو ، جایگاه بسیار مهمی به خود اختصاص داده است: مفهوم میدان او برای اولین بار ‏دربارۀ ادبیات به‌کار رفت. در حالی‌که جامع‌ترین و نظام‌مندترین، نظریۀ پردازی‌‎اش دربارۀ مفهوم میدان در کتاب ‏قواعد هنر ‏ دیده می‌شود؛ این کتاب به ادبیات و هنر می‌پردازد. به راستی چه تبیینی می‌توان برای ارتباط و ‏مناسبتِ این موارد با مطالعۀ نظری بوردیو در نظر گرفت؟ علاقۀ بوردیو به هنر و ادبیات در نگاه اول شاید تا ‏اندازه‌ای، تعجب‌آور و دور از ذهن به نظر برسد اگر جامعه‌شناسی فرهنگ بوردیو را در محدودترین و ‏سخت‌گیرانه‌ترین معنا، صرفاً جنبه‌ای از مطالعۀ وسیع‌تر او دربارۀ نظریۀ عام «جهان اجتماعی» قلمداد کند.‏در بخش اول این مقاله برای تبیین اینکه چرا بوردیو این موارد را انتخاب کرد‎ ‎و زمینۀ ملی و بین‌المللی را که از خلال آن، ‏نظریه‌اش ساخته شده است، بررسی خواهیم کرد. من نشان خواهم داد که در فضای روشنفکری فرانسه و به‌طور خاص در این ‏دوره، ادبیات، موضوعِ (پدیده) نظریِ محوری‌ای بوده است. در زمینۀ بین‌المللی نیز توجهی که به ادبیات مبذول می‌شود، از طریقِ ‏اهمیت پدیده‌ها به لحاظ نمادین در سنت نظری معاصر توجیه می‌شود.‏

کلیدواژه‌ها